ميرزا حسن حسينى فسايى

687

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

گنجه حركت نمود و شهر گنجه را در غره ماه شوال اين سال [ 1218 ] « 1 » به قهر و غلبه گرفته ، حكم به قتل‌عام داد و جواد خان زيادلوى قاجار « 2 » والى گنجه شربت شهادت را چشيد پس به حكم ايشپخدر باقىماندگان مسلمانان را از شهر گنجه اخراج كرده تمامت محلات را به تصرف لشكرى و ارامنه دادند و محمد خان قاجار « 3 » قوينلو كه از بدايت دولت ابدمدت قاجار به ايالت ايروان برقرار بود بىجنگ و جدال رشتهء انقياد ايشپخدر را به گردن گرفت و چون اخبار به مسامع عز و جلال رسيد نخست نواب وليعهد عباس ميرزا نايب السلطنه را با چند فوج سواره و پياده براى دفع ايشپخدر مأمور فرمود و قامت قابليت او را به يك ثوب زره فولادى كه دست به دست از جوجى خان پسر چنگيز خان به خزانه عامره رسيده بود ، بياراست و ميرزا عيسى وزير نايب السلطنه به وزارت شهر طهران مأمور گرديد و جناب ميرزا شفيع صدر اعظم را ، مشير و مشار و صاحب‌اختيار كارهاى نواب نايب السلطنه فرمود . و روز بيست و هشتم ماه ذىحجه اين سال : [ 1218 ] « 4 » نواب معزى اليه از طهران حركت نمود . و موكب فيروزى كوكب شاهنشاهى در اواسط محرم سال 1219 « 5 » با حشمت دارا و شوكت اسكندر براى سفر آذربايجان روى سعادت به جانب چمن سلطانيه آورد و همواره در انتظار خبر از جانب فرزند نامدار بود كه چاپار اخبار رسيد و معلوم گرديد كه نواب نايب السلطنه چندين كرت با ايشپخدر مبارزت فرموده ، گاهى غالب و وقتى مغلوب گشته است و اعليحضرت فتح على شاه جماعتى را از مردمان خراسان بر مقدمه سپاه روانه فرمود و از چمن سلطانيه نهضت نموده چون باد و برق به كناره رود ارس رسيد توكل به الطاف الهى نموده با تمامت سپاه بىواسطه كلك « 6 » و كشتى از رودى كه به مثابه دريائى است گذشتند و در سه فرسخى « 7 » شهر ايروان در لشكرگاه نواب نايب السلطنه فرود آمدند و چون ايشپخدر در مسجد جامع ايروان كه در خارج شهر است ، منزل نموده شهر را محاصره داشت ، روز ديگر نواب نايب السلطنه تا كنارهء مسجد رفته ، جنگى سخت با روسيه نمود ، روز ديگر محمد خان قاجار - قوينلو « 8 » والى ايروان از شهر پيغام فرستاد كه نگاهبان حصار ايروان جماعتى از ارامنه‌اند ، بيم آن را دارم كه به حمايت كيش و مذهب خود ، با روسيان ساخته ، شهر را به او دهند و حضرت شهريارى فورا جماعتى از پيادگان لشكر را مأمور به قلعه ايروان فرمود و آن جماعت دلير وارد قلعه ايروان شدند و روز ديگر چندين فوج براى منع آذوقه و علف از اردوى ايشپخدر مأمور گشته سر راهها را برگرفتند و از هرجا سيورساتى مىآوردند ، تصرف كرده ، كار را بر ايشپخدر

--> ( 1 ) . برابر با 14 ژانويه 1804 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 389 : ( و از عهد سلاطين صفويه موسويه در آن بلاد حكومت و كفالت داشت ) . او بهمراه يكى از پسرانش كشته شد . روضة الصفا ، ج 9 ، ص 390 . ( 3 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 390 : محمد خان قاجار ايروانى . ( 4 ) . برابر با 9 آوريل 1804 . ( 5 ) . برابر با 26 آوريل 1804 . ( 6 ) . كلك : ( Kalak ) قايق‌گونه‌اى مركب از چوبها و نىها و علفها كه آنها را بهم بندند و چند مشك را پر باد كرده بر آن نصب كنند و بر آن نشينند و بجاى قايق از آن استفاده كنند . ( معين ) ( 7 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 398 ، آمده است كه : فتح على شاه روز جمعه 19 ربيع الثانى كرپىچاى مستقر شد . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 399 .